شبکه های اجتماعی

آمار بازدید

نظر خواهی

واصف باختری در بالنده‌گی شعر فارسی افغانستان چه جایگاهی دارد؟





استاد واصف باختری

مسافران شکیبا، مسافران خموش
دلم ز گردش آرام این قطار گرفت
در ایستگاه حوادث پیاده خواهم شد

وب سایت استاد واصف باختری

سفالینه‌یی چند بر پیشخوان بلورین فردا

سفالینه‌یی چند بر پیشخوان بلورین فردا

«سفالینه‌یی چند بر پیشخوان بلورین فردا» مجموعه کامل همه شعرهای چاپ شده واصف باختری است که در ۵۴۰ صفحه به کوشش ناصر هوتکی از سوی انتشارات پرنیان در جوزای سال ۱۳۸۸ خورشیدی در کابل چاپ شده است. چاپ این کتاب که دست‌آورد و نتیجة تلاش‌های چند‌ساله‌ است، بدون شک که نخستین مجموعهٔ کامل شعرهای واصف باختری و نیز دقیق-‌ترین سفینة شعر در افغانستان است که با کمترین اشتباه به نشر می‌رسد.
«سفالینه‌یی چند بر پیشخوان بلورین فردا» دربرگیرنده پنج بخش است:
بخش نخست، با عنوان «گذاری از آن رهگذاران پارین» در بر گیرندة شعرهاییست که در اوزان کلاسیک سروده شده‌اند؛
بخش دوم، با عنوان «و این‌سان به دنبال سالار یوشیج رفتم» دربرگیرندهٔ شعرهاییست که در اوزان نیمایی سروده شده‌اند؛ بخش سوم، با عنوان «من از بیهقی و از آن ترک فرزانهٔ پارسی‌گوی/ بیاموختم این شگرد شگرف شبیخون‌زدن/ بر سپاه سیه-پوش شب را!» دربرگیرندة شعرهای آزاد است؛
بخش چهارم، با عنوان «بهل تا ببینیم این سکه را روی دیگر چه‌سان است!» دربرگیرندهٔ برگردان‌های باختری از شعر شاعران جهان است. بنیاد انتشارات پرنیان به این باور است که کلیت سرود‌پـردازی باختری را نمی‌توان تنها در شعر‌های او دریافت. شعر‌هایی که باختری از زبان انگلیسی به زبان فارسی‌ بر گردانده‌است، نیز و بدون شک در شمار بهترین آفریده‌های او به‌شمار می‌روند. این شعر‌ها اگر از یک‌سو شعر و شاعران معاصر جهان را به خوانندهٔ افغانستان معرفی می‌کنند، از سوی دیگر چنان شاعرانه و ماهرانه پرداخته شده‌اند که می‌توان گفت که آفرینش دوباره استند.
بخش پنجم، با عنوان «شکرخند در متن یک گریة تلخ» دربرگیرندة «بیان نامهٔ وارثان زمین!» یگانه و نخستین آفریدة طنزی واصف باختری است. هرچند در شعرهای واصف باختری گه‌گاهی کنایه‌های عمیق و تلخی وجود داشته‌اند، اما «بیان‌نامة وارثان زمین!» به عنوان یک منظومة طنزآمیز، توانمندی باختری را در طنز‌آفرینی به خوبی نشان می‌دهد.

... و آفتاب نمی‌میرد

و سایه گفت به باد
چه روی داد که شهر
بلند قامت بالنده
ستبر بازوی توفنده
که هر گذرگاهش
رگی ز پیکر هستی بود
کنون فتاده زپای
و هر گذرگاهش
رگ بریدۀ جنگاوریست خون‌آلود
چه روی داد که آهن‌دلان صخره‌شکن
به‌سان پیکره‌ها، نقش‌ها، عروسک‌ها
ستاده‌اند دران‌سوی شیشه‌های زمان
تناوران همه‌گویی که سنگ‌واره شدند
و چهره‌ها همه آیینه‌های تیرۀ مسخ
و پای‌ها همه چون نبض مرده‌گان قرون
و دست‌ها همه چون دشنه‌های زنگ‌آگین
و نام‌ها همه‌گی بنده، بنده‌زاد، غلام
و چشم‌ها همه چون شیشه‌های رنگ‌آگین
و خشم‌ها نازای
و خواب‌ها سنگین
سپیده‌های دروغین به چشم‌ها چیره
گرسنه‌گان بیابان را
ببین چه‌گونه به تصویر نان فریفته‌اند
و دلقکان نگون‌مایه بر تکاور ننگ
کشیده روسپی آرزوی خویش به بر
نه هیچ بادی از سوی خاوران برخاست
نه هیچ ابری در سوگ آفتاب گریست
ز بس به جنگل باورها
کلاغ‌های دروغ آشیانه بگزیدند
مباد در تب پندارهای تیرۀ خویش
فراز برج گمان دیده‌بان خواب‌آلود
به‌روی پیک سحر نیز در فرو بندد
و سوگوار‌ترین مرغ
یگانه عاشق جنگل
به‌روی چوبۀ دار آشیان بیاراید
و سایه، سایۀ اندوه‌ناک سرگردان
شنید پاسخ آوای خویشتن از باد
به بی‌گناهی گل‌های سرخ دشتستان
و خواب سبز گیاهان گریستن تا کی
به باغ قرن گذاری کن
که چ‌تر آبی کاج و نگین نیلی برگ
و دست کوچک هر سبزه
ترا به جنگل سبز امید می‌خوانند
شهاب زودگذر شد اگر ستارۀ تو
ستارۀ دگری آفتاب خواهد شد
و آفتاب نمی‌میرد
برو بپرس زمرغان بیشه‌های کبود
ز تیرخورده پیام‌آوران طوفان‌ها
ز آشیانه به‌دوشان دشت‌های غرور
که راه جنگل سبز امید می‌دانند
برو بپرس مگر راه دیگری هم است؟
برو بپرس درین راه ره‌سپاری است؟
و سایه گفت به ‌هم‌زاد خویش آری است

کابل، ۱۳۵۴

ارسال به شبکه های اجتماعی

ارسال صفحه به دوستان

بستن

دیدگاه های بازدید کنندگان

دیدگاه توسط عبدالمصور غفوری

سه شنبه 23 حوت 1390

من علاقه مند شعر هستم خصوصا شعر های که به سبک جدید سرائیده می شود از جمله به شعر سپید و نیمایی علاقه بیشتر دارم خصوصا زمانی که موضوع جامع داشته باشد این صنعت خیلی زیاد خوشم آمد.

درج دیدگاه تازه

استاد واصف باختری


طراحی و توسعه:
پیشگامان تکنولوژی