شبکه های اجتماعی

آمار بازدید

نظر خواهی

واصف باختری در بالنده‌گی شعر فارسی افغانستان چه جایگاهی دارد؟





استاد واصف باختری

مسافران شکیبا، مسافران خموش
دلم ز گردش آرام این قطار گرفت
در ایستگاه حوادث پیاده خواهم شد

وب سایت استاد واصف باختری

حاشیه‌های گریزان از متن

حاشیه‌های گریزان از متن

واصف باختری یکی از چهره‌های شاخص و تاثیر گذار در ادبیات زبان فارسی دری است. او با نثر آهنگین و فاخر و شعر استوار مکتب جدید ادبی را در شعرسرایی و نثرنویسی بنیاد نهاد. باختری شاعر خردورز و داناییست که کارنامة ادبی اش در سطح منطقه شناخته شده و بیشتر چیزفهمان فارسی زبان جهان با او آشنایی دارند. نقش و تأثیر گذاری او روی هم‌نسلان و جوانان غیرقابل انکار است.

«حاشیه‌های گریزان از متن» دربرگیرندة نبشته‌ها، پژوهش‌ها، سخنرانی‌ها، مقدمه‌ها و مصاحبه‌های واصف باختری در عرصة ادبیات و مشمول ده بخش است:

بخش نخست:

«سرود و سخن در ترازو» در برگیرندة پژوهش‌های گسترده در باب اوزان شعر فارسی و تازی است. واصف باختری در «سرود و سخن در ترازو» رسالة رشید وطواط را در باب اوزان شعر دری و تازی تحشیه و تعلیق کرده و اشتباهاتی را که نساخان از سر بی‌پروایی در آن ثبت کرده ‌اند، زدوده و در هر باب نمونه‌هایی از شعر در اوزان کلاسیک و اوزان پیشنهادی نیما آورده است. این کتاب نمودار تسلط بی‌مانند واصف باختری در اوزان شعر است. باختری «سرود و سخن در ترازو» را به استاد والا مقام خودش استاد عبدالحق بیتاب پیشکش کرده است.

او در مقدمه «سرود و سخن در ترازو» می‌نویسد: «من نمی‌خواهم که وزن را مطلقاً همزاد جاودانی شعر بنگارم، ولی آگاهی دقیق از سرشت و خصلت وزن‌های گوناگون حتا می‌تواند کار آنانی را که می‌خواهند بر پایة ترتیب و توالی عبارت‌های آهنگین، شعر بسرایند نه به ترتیب و توالی اوزان معیاری به اوج و شگفته‌گی بیشتری برساند.»

«سرود و سخن در ترازو» از سوی نشرات وزارت اطلاعات و کلتور در زمستان سال ۱۳۷۰ خورشیدی در مطبعة دولتی در کابل به چاپ رسید، اما به دلیل آتش‌سوزی مطبعه دولتی در ثور ۱۳۷۱، تنها به چند نسخة این کتاب که به همت آقای محمد یوسف بخشی، معاون مطبعه دولتی از سوختن نجات یافته بودند، دست یافتم. این کتاب دو بار در امریکا به گونة‌ آفسیت نیز چاپ شده است. بخش‌هایی از کتاب «سرود و سخن در ترازو» سال‌ها پیش به تفاریق در نشریه‌ها چاپ شده است.

بخش دوم:

«نردبان آسمان» در برگیرندة هشت مقالة پژوهشی در باب مولینا جلال الدین محمد بلخی است که بین سال‌های ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۸ هجری خورشیدی نبشته شده ‌اند. این مقاله‌ها که بینش و نگرش عمیق واصف باختری را بر آثار جلال الدین محمد می‌رساند و در ضمن از شیفته‌گی او بر خداوندگار بزرگ بلخ حکایت دارد، دربرگیرندة مقاله‌هایی «گذاری به نیستان میقات»، «سرشت و سرنوشت انسان از چشم‌انداز جلال الدین محمد بلخی»، «خاربن‌هایی بر دیوار باغستان»، «طیفی از منحنی‌های رنگین»، «دو فرزانه همروزگار، دو بینش ناهمگون»، «دژ هوشربا و بربادی خانوادة آشر»، «باخودبیگانه‌گی برخاسته از زبان و آرمان زبان جهانی از دیدگاه جلال الدین محمد بلخی» و «نردبان آسمان» است.

«نردبان آسمان» بار نخست در سال ۱۳۶۲ هجری خورشیدی، از سوی انجمن نویسنده‌گان افغانستان در مطبعة دولتی در کابل، بار دوم در سال ۱۳۷۶ هجری خورشیدی توسط مرکز نشراتی آرش در پیشاور و بار سوم در سال ۱۳۸۶ هجری خورشیدی توسط انجمن قلم افغانستان در کابل چاپ شده است. مقالات «نردبان آسمان» به تفاریق در مجله‌های عرفان، کتاب، خراسان و چند نشریة دیگر به چاپ رسیده اند.

بخش سوم:

«در گوشه‌یی از نگارستان» در برگیرندة یک سخنرانی است. «سرشت شعر و فراز و فرود شعر معاصر» سخنرانی واصف باختری در سال 1362 در دانشگاه کابل است. در این سخنرانی، واصف باختری به سرشت شعر، فراز و فرود شعر معاصر به تفصیل سخن گفته و به معرفی شاعران پیشگام در صد سال پسین پرداخته است.

بخش چهارم:

«نقش نهاد و باغ الفبا» در برگیرندة سه گفت‌وگوی واصف باختری است.

«لحظاتی با شاعر»، گفت‌وگوی واصف باختری با فاروق فارانی و فرزانه فارانی است که به سال 1372 در کابل انجام شده. این گفت‌وگو بار بار در چند نشریة برون‌مرزی چاپ شده است.

«دیروز، امروز و فردای شعر افغانستان»، گفت‌وگوی واصف باختری با محمد حسین جعفریان شاعر، فلمساز و نویسندة ایرانی است که به سال 1373 در کابل صورت گرفته است. این گفت‌وگو برای بار نخست در مجلة شعر، شمارة ویژة شعر افغانستان و بار دوم به سال 1379 در کتاب «در غیاب تاریخ» چاپ شده است.

«رو به رو با واصف باختری» گفت‌وگوی واصف باختری با پرتو نادری است. در این گفت‌وگو، واصف باختری به پرسش‌هایی پاسخ پرداخته که تا به حال مطرح نشده اند. این گفت‌وگو به سال 1377 در کابل انجام شده و به گونة کتاب مستقلی به همین نام چاپ شده است.

بخش پنجم:

«برگ‌هایی از دفتر دوش و پرندوش» مجموعه‌یی از نبشته‌هایی اند که به قول واصف باختری بیشترینه در شب نگاشته شده اند و در بسا موارد، نوشتن آن‌ها تا بامداد ادامه یافته است. «برگ‌هایی از دفتر دوش و پرندوش» در برگیرندة «تصویر در ادبیات و در سینما»، «سیف­الدین فرغانی، فرزانه­یی نا­شناخته»، «پند­نامة نوشيروان»، «منطق‌الطير خاقانی»، «ستایشگر خراسان»، «آسانِ دشوار و دشوارِ آسان»، «ويس و رامين، سپاس­نامة ديرين­سال عشق»، «انگاره­های نادرست دربارة ناصر خسرو» و «تلاقی با یک هندسۀ ذهنی کم‌ همتا» است.

این نبشته‌ها به تفاریق در مجله‌های کتاب، عرفان، خراسان، ژوندون، حجت و نشریه‌های قلم و هنر به چاپ رسیده اند.

بخش ششم:

«برگ‌هایی از تکدرخت خویشتنِ خویش» مجموعه‌یی از مقدمه‌های واصف باختری بر کتاب‌های چاپ شدة ایشان است. «گاهنامه­يی اما نه پارينه» مقدمه‌یی است بر کتاب «گزارش عقل سرخ»، «فرآويزی بر يک قبای کهنه» مقدمه‌یی است بر کتاب «درنگها و پیرنگها»، «ماخولیای شهربند غربت» مقدمه‌یی است بر کتاب «بازگشت به الفبا»، «چرا در غياب تاريخ؟» مقدمه‌یی است بر کتاب «در غیاب تاریخ» و «چند يادداشت» مقدمه‌یی است بر کتاب «در وزشگاه ثانیه های شرقی». بیفزایم که دو مقدمه در این بخش نیامده اند: «چند سیمانگاری و یادکردی از آن پیر فرهمند» مقدمه‌یی است بر «از آن سوی نیم سده» و نیز «یادگارهایی بر دیوار روزگار» مقدمه‌یی است به «آن فانوس‌ها و این فروزینه» که قرار بود کتاب‌های مستقلی باشند.

بخش هفتم:

«دو روز از گاهنامة شهادت» در برگیرندة دو نوشته در رثای دو شهید است:

«آخرین وخشور» که به یاد آن گنج بادآورد - شادروان محمد طاهر بدخشی نگاشته شده و بار نخست در ماهنامة میهن و سپس در یادنامة طاهر بدخشی چاپ شده است.

«به یاد آن «گل سوری» که عطر ایمان داشت»، نبشته‌یی است که در رثای عبدالقهار عاصی آن شاعر پیشگام و جسور نگاشته شده است و نخست در نشریة قلم و سپس در کتاب «سال خون، سال شهادت» چاپ شده است.

بخش هشتم:

«آن فانوس‌ها و این فروزینه» با نوشتة کوتاه «یادگارهایی بر دیوار روزگار» آغاز می شود. در این نوشته، واصف باختری که به گفتة خودش سال‌هاست که به خاطر این مقدمه‌ها نه از «منجنیق فلک» که از ترکش دهان­های مبارک دوستان و نادوستان آماج صد‌ها خدنگ جان­شکر و استخوان­سوز است، ناگفته‌هایی دارد در مورد این حاشیه‌نگاری‌ها.

واصف باختری بر بیشتر از پنجاه کتاب شعر، داستان، تاریخ، پژوهش و ترجمه مقدمه نوشته است. هر چند تلاش‌های ما برای پیدا کردن همه مقدمه‌ها به دلیل کمبود منابع به جایی نرسید، با کوشش‌های گسترده توانستیم که بیشتر این مقدمه ها را پیدا کنیم. اگر با تعمق به این مقدمه ها نگاهی بیفگنیم، هیچ نکتة مبالغه‌آمیز و پر از گزافه را نمی‌توان در این مقدمه‌ها یافت و در عوض واصف باختری بیشترینه به ادبیات و گوهر نویسش پرداخته است، و با قلم پرصلابتش کاستی‌ها را برشمرده است و همان سانی که در «یادگارهایی بر دیوار روزگار» نوشته است، بیشترینه نقش فروزینه‌یی داشته تا استعداد نهانی جوانانی چونان فانوس درخشیدن بگیرد.

بخش نهم:

«کاوشی در بایگانی فرهنگ» دربرگیرندة نبشته‌های «سواد اعظم فرهنگ» و «سیمرغ قاف فرهنگ» به مناسبت درگذشت استاد فرزانه عبدالحی حبیبی، «ادیب پیشاوری یک صد و پنجاه ساله شد» در مورد ادیب پیشاوری، «ناگه غروب کدامین ستاره...» در مورد عبدالحسین توفیق، «یادی از بذر افشان مزرعه عرفان و عشق» در مورد غلام سرور دهقان، «پدرود با شرقی و قلم گریاندنی به یاد او» به یاد عصمت الله شرقی و «یک هفته با الکس لگوما» در بارة الکس لگوما نویسندة نامبُردار افریقایی است.

این نوشته ها به تفاریق در نشریة پیام، مجله‌های هنر و عرفان و چند نشریة دیگر چاپ شده اند.

بخش دهم:

«از آن سوی نیم سده - سخنوران بلخ-»، مجموعه‌یی از مقالات واصف باختری است که در نخستین سال دهة چهل خورشیدی، - هنگامی که نوزده ساله بود، در روزنامة بیدار مزارشریف چاپ شده است. هر چند شمار این مقاله ها بیشتر از چهل بوده، اما تنها شانزده یا هفده تای آن در آیینه «بیدار» زیر کلیشه «سخنوران بلخ» بازتاب یافتند که از شمار، تنها سیزده تای آن را سال‌ها پیش استاد عمر فرزاد به دسترسم قرار دادند.

دلیل اصلی انتشار این نبشته‌ها، آشنایی بیشتر با شماری از نویسنده گان پیشگام و صاحب نام مزارشریف است که با دریغ و درد لایه‌های خاک فراموشی بر سیماهای آن‌ها هر روز ضخیم‌تر می شود.

شیوة نوشتاری در این نبشته‌‎ها، دست کاری و ویرایش نشده اند، تا از یک سو، امانت ادبی حفظ شود، و از سوی دیگر، شیوه و ادبیات نوشتاری حاکم بر جو ادبی همان زمان، بازتاب یابد.

«چند سیمانگاری و یادکردی از آن پیر فرهمند» عنوان مقدمه‌یی است که قرار بود بر کتاب مستقل «از آن سوی نیم سده» چاپ شود. واصف باختری در این مقدمه به چگونه‌گی نوشتن این مقدمه‌ها پرداخته است.

واصف باختری نوزده ساله در «در آن سوی نیم سده» ما را با زوایای پنهان و آشکار دیدگاه‌های شاعران و نویسنده‌گان نیم قرن و اندی پیش مزارشریف آشنا می کند. در این نبشته‌ها ما با دیدگاه‌های یک جوان‌شاعر در مورد مولانا خال محمد خسته، میر نادرشاه میر، عبدالصمد جاهد، محمد شفیع رهگذر، عبدالاحد رقیم، محمد عمر فرزان (فرزاد)، صالح محمد فطرت، گدایشاه مسکین، محمد محسن احسان، محمد اسحاق مضطرب، میر عبدالله نثار، میر غلام محمد ربیع و محمد اسماعیل روبرو، رو به رو می شویم.

از استاد رهنورد زریاب بابت رهنمایی‌های سودمندش و از منیژه باختری بابت همکاری گسترده‌اش در بازخوانی کتاب‌ها، و از همکاری همه دوستانی که در جمع آوری، تهیة نسخه‌های کم‌یاب یا نایاب و تایپ بخش‌هایی از متن سهم گرفته اند، سپاسگزاری می کنم.

از انتشارات عازم که به دلیل ارزش معنوی آثار واصف باختری به چاپ این کتاب‌ها پرداختند، نیز سپاسگزاری می‌کنم. به خوبی می‌دانم که چاپ و پخش کتاب به ویژه در گسترة شعر و دیگر گونه‌های ادبیات و فلسفه در افغانستان، بیشترینه به دلیل ارج گزاری فرهنگ است تا یک کار بازرگانی. 

 

ارسال به شبکه های اجتماعی

ارسال صفحه به دوستان

بستن

دیدگاه های بازدید کنندگان

دیدگاهی وجود ندارد

درج دیدگاه تازه

استاد واصف باختری


طراحی و توسعه:
پیشگامان تکنولوژی