شبکه های اجتماعی

آمار بازدید

نظر خواهی

واصف باختری در بالنده‌گی شعر فارسی افغانستان چه جایگاهی دارد؟





استاد واصف باختری

مسافران شکیبا، مسافران خموش
دلم ز گردش آرام این قطار گرفت
در ایستگاه حوادث پیاده خواهم شد

وب سایت استاد واصف باختری

... لختی بیار

... لختی بیار

فضل الله زرکوب

پیشکش به استاد و یار ورجاوند: واصف باختری که «هرکجا هست خدایا به سلامت دارش»

لختی ببار...
تا کی بهار ماست: زمستان، پاییز
تاچند، فصل خرمن ما آتشبیز
این درد ازکجاست چنین بی‌افسار
تازان و هشت می‌خه چونعل شبدیز
تا می‌برم بسوی غزل من هین لب
مرثیه‌ای دگر زندم هان مهمیز
تا چند بهت ومات، بزن پلکی بر
ای چشم صبح و شام و سحرگه شبخیز
تاچند، روز‌ها سیه و بی‌خورشید
تا کی شب چهارده بی‌دستاویز
لختی ببار!‌ای همه خویت باران
برتفتبادخورده دلم این پالیز
ای ساقی چو ابر بهاری می‌مست
این برکه را مگر تو نمایی لبریز
ای ساغرت هماره چنان خم سربست
تا کی خموش، عربده‌ای زن برخیز
ما را در این خنک شب برفین دریاب
وین یک دو هم پیالۀ دیگر را نیز
دیروز رفت رفت، چراغش سازیم
امروزمان بخیره چرا حلقاویز!!
کوپنهاگن یکشنبه ۱۵. ۰۲. ۲۰۰۹
ساعت: یازده و چهل و پنج دقیقۀ شب

سروش بزم اهورا
سروش بزم اهورا!! توبا چه مانندی
به حیرتم، مگر آیینۀ خداوندی
به جلوه‌ای همگی را چه راهب و چه فقیه
چه موبد و چه برهمن به رو در افکندی
کدام صاعقه ناگاه وز کجا بر خاست
که کوه باور ما را زبیخ بر کندی
به درگه تو هزار آسمان کمر خم گشت
بگوکدام خدا راست با تو پیوندی
خدای سامریان یکه تاز این صحرا است
عصا برآور، کت مجمری است و اسپندی
به رستخیز نگاهت قسم که مادر دهر
نزاده چون تو ز روز نخست، فرزندی
تو از کدام زمانی که اینقدر خوبی
تو از کدام زمینی که اینچنین قندی
به عمر خویش ندیدم به گفتۀ قدما
چوتو معاشر نغزی، کَشی، کرامندی
مکن دریغ، برای خدا ز داد خدا
ازاین بلا کش هردم شهید، لبخندی
تو آرزوی دل بیقرار من بودی
فرشته خوی من آرام گیر یکچندی
 «شنیده‌ام که بهشت آن کسی تواند یافت
که آرزو برساند به آرزومندی» *
کوپنهاگن
۲۰۰۸. ۰۵. ۱۲. ۱۵. ۹. ۱۳۸۷
*این بیت از «شهید بلخی» وام گرفته شده.

ارسال به شبکه های اجتماعی

ارسال صفحه به دوستان

بستن

دیدگاه های بازدید کنندگان

دیدگاهی وجود ندارد

درج دیدگاه تازه

استاد واصف باختری


طراحی و توسعه:
پیشگامان تکنولوژی